باران یارای ممانعت از عشق‌ورزی ندارد/ چشم من و امر ولی، جان من و سیدعلی

این جملات، روایات عزاداری در یکی از همین تکیه‌هاست؛ صف‌به‌صف برای حسین(ع) اشک ریخته‌اند برای مظلومیت نوه پیامبر، از "ب" بسم‌الله نظام تا "ت" تمت آن، همه بودند و آرام بر سر و سینه می زدند.

توصیفی از آنچه محتشم کاشانی صدها سال پیش سرود که "باز این چه شورش که در خلق عالم است" و حالا هنوز هم این شورش آرام نگرفته که در قلب مومنین داغی از شهادت حسین(ع) است که هرگز آرام نمی شود و جمعی از مؤمنین در ام‌القرای جهان اسلام جامه عزا به‌ تن کرده‌‌اند.

ماموریتی کوتاه اما مهم برای توصیف آنچه در محضر مقام معظم رهبری می گذرد؛ کاغذ و قلم بر می دارم و سه ساعت زودتر از آغاز مراسم راهی حسینیه‌ای می شوم که این شب‌ها مملو از عاشقان حسینی است. حسینیه‌ای با وجود وسعت زیاد اگر کمی دیر بجنبی جایی برای نشستن نمی یابی و باید در گوشه کنج و پشت دیوارها بشنوی آنچه در داخل می گذرد.

فکر می‌کردم به موقع حرکت کردم اما وقتی متوجه شدم عزاداران حسینی برای لبیک به امام‌شان از همان ساعات اولیه صبح در آنجا حضور یافته بودند و ساعت 14 که زمان باز شدن درب‌های حسینیه بود، به‌دلیل انبوه جمعیت به زمان بسته‌شدن درب‌های حسینیه تبدیل شد، تازه فهمیدم اینجا فقط عشق است و عشق...

آری بسته شدن درب‌های حسینیه در همان دقایق اولیه، انبوه جمعیت را که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد، قانع کرد که باید پشت درهای حسینیه و در جایگاه‌های تعیین شده و به قول حاضران "زینبیه" به عزاداری بپردازند.

هر کس به نوعی در تلاش بود تا خود را از لابلای جمعیت به درب حسینیه برساند و با خواهش و آوردن دلایلی از لابلای جمعیت بگذرد تا شاید از نزدیک عزاداری کند.

«حضور آقا برایم کافی است و همه سختی‌ها را از یادم برده است»؛ جمله ای بود که همسر سالخورده یک شهید و مادر جانباز جنگ تحمیلی بر زبان جاری کرد. مادری که برای عزاداری در داخل حسینیه تمام رنج و مشقت کهولت سن 90 سالگی خود را تحمل کرد و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، در افسوس دیر رسیدن غبطه می خورد.

«ای حسرت جان و تنم، تنها دلیل بودنم،‌ آه ای شهادت العجل، چشم من و امر ولی، جان من و سیدعلی، ای مقتدایم چشمان تو، در دست مهدی دستان تو، جانم فدای سید علی»؛ این طنین آهنگی بود که دانش‌آموزان دبیرستان علوم و معارف صدرای قزوین برای مولایشان سر می‌دادند.

«السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)»؛ شعار همه عمر ما و خاصه ایام حزن‌انگیز محرم که ورد زبان همه عاشقان ثارالله است و البته به صورت پارچه نوشته‌ای دورتادور حسینیه امام خمینی(ره) و حیاط آن را پوشانده بود. به هر طرف که می نگریستی، می توانستی کوله باری از عشق و دلدادگی را به نظاره بنشینی. حضور پرشور جوانان که به تبعیت از مقتدایشان چفیه‌های سفیدی را به گردن داشتند و یا بی تابی آن دانشجویان گیلانی برای ورود مقام معظم رهبری و دیدار با ایشان و آغاز مراسم...

اینها تنها بخش اندکی از حاشیه ها بود.

«خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست»، «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد»، «این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده»،  «ابوالفضل علمدار، خامنه‌ای نگهدار»، «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده‌»، «دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست»، «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند»، «حسین ‌حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست»، «لبیک یا خامنه‌ای»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه» که در حسینیه طنین‌انداز شد، نویدبخش ورود رهبر معظم انقلاب به مجلس عزای جدّش حسین‌(ع) بود که با همراهی مسئولین عالیرتبه نظام محقق شد؛ اندکی بعد از نماز و در حالی که هنوز عقربه‌های ساعت بروی 6 غروب قرار نگرفته بودند.

سیدحسن، سیدعلی و سیدیاسر خمینی سه نوه امام راحل(ره)، آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان، غلامعلی حدادعادل رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس، علی‌اکبر ولایتی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه، علی طیب‌نیا وزیر اقتصاد، سعید جلیلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، منوچهر متکی وزیر اسبق امور خارجه، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور، حجت‌الاسلام علوی وزیر اطلاعات و... از جمله حاضران این مراسم بودند.

سخنرانی آیت‌الله سیداحمد خاتمی در شب تاسوعای حسینی و مداحی محمود کریمی پایان بخش این مراسم معنوی به همراه ضیافت شام بود، اما این پایان حضور عاشقان نبود؛ آنچه بود قول و قرار برای حضور زودتر عزاداران برای مراسم فردا... شاید انتظار بیشتر تا ورود به حسینیه امام خمینی (ره).

عشق آقا ما را به اینجا کشاند باران چکاره است/عاشوراییان در محضر امام‌شان به عاشورا رسیدند

به گزارش فارس، سومین شب عزاداری سالار شهیدان با حضور پرشور عاشوراییان و با شور و حالی وصف نشدنی در محضر امامشان در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد؛ شبی که فریاد «یا حسین» عزاداران حسینی به آسمان هم رسید به‌طوری که آسمان نیز در سوگ از دست دادن حسین می‌گریست.

«کاش ای باران همانگونه که امشب در حال باریدن هستی در روز عاشورا بر گل‌های پرپر شده می‌باریدی و گلوی سوخته از سوز عطش حسین (ع) و اهل بیت پیامبر خدا (ص) و فرزندان و یاران آن حضرت را سیراب می‌کردی» جملاتی بود که بر زبان نه یک عاشق بلکه هزاران دلباخته حسینی جاری و ساری می‌شد و شما این زمزمه‌ها را در گوشه گوشه حسینیه امام خمینی(ره) می‌شنیدید شنیدنی که هر عاشق دلباخته را به یاد تاسوعا و عاشورای حسینی می‌انداخت و بر فضای ماتم و اندوه حسینیه می‌افزود.

تجربه دیروز به من آموخت که بعد از اذان ظهر به سمت حسینیه بروم تا شاید بتوانم در ازدحام جمعیت در جایی بهتر هم عزاداری کنم و هم ماموریت ثبت و ضبط این لحظات شیرین را به خوبی به سرانجام برسانم اما صف های طولانی و پیچ در پیچ حسینیه گویا زمان نمی شناسد و هرچه زودتر بروی باز باید منتظر باشی.

نم‌نم باران نه تنها شوروشوق عاشقان حسینی را در ورود به حسینیه نکاست بلکه گفت‌وگو های حاضران از عزم جدی آنها برای ورود به حسینیه خبر می‌داد عزمی که می توان از جملات این هموطن یزدی با لهجه شیرینش استنباط کرد: «از یزد آمده‌ام تا آقا را ببینم من صف نمی‌شناسم، می ایستم تا نوبتم شود».

«صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است؛ مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع» بخش دیگری از حاشیه‌های مراسم امشب بود که در گوشه و کنار حسینیه از زبان جوانان و نوجوانان و کودکان شنیده می‌شد.

شدت باران حتی مادرانی که فرزندان شیرخوار خود را برای ولایت‌پذیری به حسینیه آورده بودند نادم و پشیمان نکرد و چه خوب گفت آن مادر جوانی که دستان خود را بر روی صورت فرزندش گرفت تا باران او را از خواب بیدار نکند «عشق به آقا ما را به اینجا کشاند، باران چکاره است؟».

امشب هم رهبر معظم انقلاب در میان شور و هیجان عاشقان حسینی و تکرار شعارهای چند شب گذشته همچون «این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده»، «ابوالفضل علمدار، خامنه‌ای نگهدار»، به انتظار عزاداران حسینی پایان داد و آقا در جمع صمیمی آنان حاضر شد.

آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا، آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، غلامعلی حدادعادل مشاور عالی مقام معظم رهبری، سردار جعفری فرمانده کل سپاه، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، سعید جلیلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت، عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صداو سیما، علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، رضا فرجی‌دانا وزیر علوم و ...از جمله حاضران این مراسم بودند.

«یاد امام و شهدا، دل و می‌بره کرب‌وبلا» بخش دیگری از حاشیه‌های سومین شب عزاداری سیدالشهداء در حسینیه امام خمینی(ره) بود که در خلال مداحی حدادیان با همراهی هزاران عاشق حسینی در فضای حسینیه طنین‌انداز شد و شبی خاطره‌انگیز و به‌یادماندنی برای ولایت‌مداران به یادگار گذاشت و چه خوب حجت‌الاسلام پناهیان با توصیه‌های اخلاقی به جوانان این عاشقان را به فیض رساند.

اشک‌های غریبانه زینبیان در محضر مقتدایشان/ حفظ آئین‌های محلی در حسینه امام خمینی (ره)

به‌گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس چهارمین شب از مراسم سوگواری سیدوسالار شهیدان در حسینیه امام خمینی(ره) با حضور پرشور عاشقان حسینی در محضر امام و مقتدایشان برگزار شد.

شام غریبان؛ واژه‌ای آشنا برای شیعیان.

وقتی نام عاشورا به گوش می‌رسد، آتش سوزناکی از غم، دل را در بر می‌گیرد و اشک ماتم، امان را می‌برد و آه سوزناک از ناخودآگاه قلب و فطرت هستی برمی خیزد: «یا حسین».

امشب، شبی که تنها به نام شیر زن اسلام، آن یاور و برادر حسین، زینب کبری عجین شده است و بس.

زینبیان آمده بودند تا در محضر مقتدایشان با زینب(س) همنوایی کنند و بگویند «سِرِّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود/کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود».

چهار روز گذشت از عزاداری، سوگواری، مداحی، مرثیه خوانی در بیت؛ بیتی که این روزها مملو از عاشقان است. عاشقانی که نه سوز سرما می بینند و نه خیسی باران را. گونه‌هایشان خیس است اما از قطرات اشک. اشکی از حب و دوستی سالار شهیدان و شهادت در غربت یاران.

هر روز که می گذرد، شور و شوق مشتاقان مرا به قلم زنی و نوشتن راغب‌تر می کند و به این جمله می رسم که خبرنگاری شغلی شریف برای ثبت وقایع به یادماندنی است و چه خوب که این ثبت و ضبط در محضر رهبر معظم انقلاب باشد؛ هر چند غصّه‌دارم از پایان رسیدن این حاشیه‌نگاری‌ها و دیدن این دلباختگی ها.

می روم به حسینیه همچون سه روز گذشته؛ ساعت 14. هنوز به ازدحام جمعیت نرسیدم از سر و صدای حاضران و باز دلایل فراوان آنها برای قدمی جلو گذاشتن. فهمیدم که بار دیگر جا ماندم. جا از رفتن به داخل حسینیه. زینبیه‌ها در شب مختص به زینب(س) پر شد. زودتر از روزهای قبل.

گویا امروز همه آمده بودند تا در سوگ از دست دادن امام حسین(ع)، با خواهرش زینب همدردی کنند؛ از کودکان خردسال گرفته تا معلولانی که با ویلچر آمده بودند. همه در یک غم و اندوه مشترک بودند «عاشورا و کربلا» و همه محزون و ماتم زده.

وقتی زمزمه زیارت عاشورا در یوم عاشورا «السلام علیک یا ابا‌عبدالله‌الحسین...»، «یا حسین»، «یا علمدار کربلا » و نجوای «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»، در حسینیه طنین انداز شد، دیگر صدای هقt> هق گریه و زاری امان نمی داد. زاری که خود تمام شدنی نبود و چه خوب گفته شد «کل یوم عاشورا و کلّ ارضٍ کربلا».

چه زیباست آئین ها و سنت‌های عزاداری. سوگواری با شیوه‌های محلی: کردی، آذری، مازنی، لری و.... نوحه و مرثیه خوانی با لهجه‌های شیرین ایرانی.

آئین گِل‌مالی کردن سر و سیما و لباس‌ها که بعد از واقعه عاشورا در سوگ سرور و سالار شهیدان و یارانش مرسوم شده، هنوز بازار داغ خود را در برخی شهرستان‌ها و استان‌ها دارد و مردان و زنانی از این خطه‌ها آمده بودند با حفظ همان آئین، آداب، رسم و رسوم. برای ابراز همدردی با ام‌المصائب. چه خوب می گفتند ذکر مصیبت و چه اشک‌ها که نریختند. اینان بودند عاشقان حسینی. کیلومترها طی طریق برای دیدار با آقا و تجدید بیعت و ساعت‌ها انتظار برای آغاز عزاداری.

وقتی طاهری مداح اهل بیت به ذکر مصیبت پرداخت کوچک و بزرگ که در ماتم عزای حسین بودند، اشک‌های خود را نتوانستند پنهان کنند و می شد آن را در چهره‌های محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق، علی‌اکبر ناطق نوری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان، غلامعلی حدادعادل مشاور عالی مقام معظم رهبری، سردار دهقان وزیر دفاع، محصولی وزیر سابق کشور و رفاه و... دید.

«برسد این صدا به اسرائیل/خون به شمشیر برتری دارد»؛ جمله‌ای که طاهری در پایان مراسم امشب بیان کرد و عزاداران حسینی یکپارچه فریاد زدند: «مرگ بر اسرائیل».

... و امشب، آخرین شب مراسم عزاداری عاشقان و دلدادگان سید و سالار شهیدان در محضر رهبر معظم انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) است؛ باشد که عزدارای‌های ما قبول درگاه حضرت احدیت واقع شود و ذخیره قبر و قیامت‌مان باشد.

حاشیه‌نگاری: سیده فاطمه موسوی

/ 0 نظر / 8 بازدید