چرا نمی توان به امریکا اعتماد کرد!؟ البرادعی پاسخ می دهد

یشنهاد اروپایی‌ها متکبرانه و تحقیرآمیز بود

بخش دیگر کتاب خاطرات البرادعی مربوط به تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هسته‌ای ایران در سال 2004 و بعد از توافقنامه پاریس است. در قبال این اقدام اروپایی‌ها نهایتا در اوت 2005 بسته پیشنهادی خود را اعلام کردند. توصیف البرادعی از این بسته خواندنی‌ست. نتیجه از دیدگاه او یک فاجعه بود. او می نویسد پیشنهاد مزبور نه تنها ناچیز و کم محتوا بلکه متکبرانه و تحقیر آمیز بود و این برداشت را ایجاد می کرد که اروپائی ها با بی میلی و از سر لطف آن را مطرح کرده اند.

تحقیر ایران در این پیشنهاد تا آنجا پیش رفته بود که سه کشور قول داده بودند در صورت "توقف" غنی سازی، از دانشمندان بیکار شده ایرانی نگهداری خواهند کرد (ص ۱۴۴ و 199).

 

 

قطعنامه شورای امنیت در قبال درخواست قانونی ایران

در این شرایط که کار دولت خاتمی به انتها رسیده بود، ایران یک هفته بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد تعلیق غنی‌سازی را ملغی کرد. در ژانویه 2006 ایران به آژانس اطلاع داد که در نظر دارد فعالیت تحقیقاتی غنی سازی را در نطنز از سر بگیرد و بنابراین از آژانس خواست که مهر و موم تاسیسات نطنز را بردارد. با توجه به این که ایران درخواست خود را محدود به تعداد کمی سانتریفیوژ منحصرا به منظور فعالیت های تحقیقی کرده بود، و این امر بی تردید در چارچوب ان پی تی حق یک کشور عضو است، انتظار واکنش نامطلوب نداشت. ولی شورای حکام در فوریه ۲۰۰۶ طی قطعنامه ای پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع داد.

البرادعی این تصمیم غرب را هم غیر قابل قبول می‌داند. او تصیم شورای حکام به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را مورد انتقاد قرار می دهد و اظهار می دارد که هیچ امر تازه ای درمسئله نقض موافقتنامه پادمان های این کشور، که ازبیش از دوسال قبل افشا شده بود، پیش نیامده بود. بر عکس همکاری ایران و تحولات پرونده تا زمان ارجاع آن به شورای امنیت مثبت ارزیابی می شد (ص 192).

 

برداشت آمریکایی‌ها ساده‌لوحانه بود

ایران در واکنش به ارجاع غیر قانونی پرونده‌اش به شورای امنیت اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف می‌کند. البرداعی به آمریکا می‌رود و نگاه مقامات آمریکایی را اینچنین توصیف می‌کند. مذاکرات او با مقام های امریکائی در مه ۲۰۰۶ دو برداشت به قول وی ساده لوحانه آنان را آشکار کرد. اولا آن ها حاضر نبودند که ایران حتا یک سانتریفوژ داشته باشد. ثانیا معتقد بودند ایران ناچار به مصالحه خواهد شد (ص 195).

 بسته پیشنهادی اروپایی‌ها که به چماق و هویج معروف شده بود، در این شرایط به ایران داده می‌شود. البرادعی این بسته را هم نادرست می‌داند: تفکر غرب در مورد نحوه مذاکره با ایران شبیه به این است که در بازار قیمت مناسبی برای خرید کالائی مطلوب به فروشنده پیشنهاد شود ولی هم زمان فروشنده تهدید شود که اگر کالا را نفروشد، مغازه اش به آتش کشیده خواهد شد.

به نظر وی، چنین نحوه رفتاری ممکن است در فیلم های کلینت ایستوود موفقیت آمیز باشد، ولی در تهران محکوم به شکست است (ص 196).

 

آمریکایی‌ها خواستار حل مسئله نبودند

ایران برای پاسخ به بسته پیشنهادی مذکور وقت خواست. اما ناگهان دوباره قطعنامه‌ای علیه ایران در شورای امنیت تصویب شد. البرادعی به این قطعنامه سه ایراد وارد کرده و در خلال آن درباره نیت آمریکایی‌ها نتیجه‌گیری می‌کند.

اولا، تصویب آن را کاری بی‌معنا و تفرقه انگیز می‌داند. می نویسد در آن زمان کار تحقیق در باره برنامه هسته ای ایران بیش از چهار سال بود که ادامه داشت و سه هفته دیگر صبر کردن برای پاسخ ایران ممکن بود از اتلاف وقت وبه هدر رفتن نیروی زیاد در آینده جلوگیری کند. احساس او این بود که سیاست مداران واشنگتن واقعا خواستار حل مسئله هسته ای و صحبت با ایران نبودند (ص 199).

ثانیا، به نظر البرادعی در قانونی بودن قطعنامه تردید است (همان جا) آژانس هنوز هیچ دلیلی برای این که برنامه هسته ای ایران شامل تسلیحات نیز می شد، نیافته بود. او تاکید دارد در جائی که بر طبق ان پی تی غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلح آمیز برای همه کشور های عضو امری قانونی است، ادعای این که تعداد محدودی سانتریفوژ در یک آزمایشگاه کوچک موجب "تهدید صلح و امنیت بین المللی" بشود گزافه گوئی است (ص 200).

ثالثا، قطعنامه از دیدگاه البرادعی غیر منطقی است. اگر غرب واقعا نگران تولید سلاح ها هسته ای توسط ایران بود باید به جای اصرار به توقف یک تاسیسات تحقیقاتی اعلام شده، فشار خود را بر روی ادامه بازرسی های آژانس و جستجو برای یافتن تاسیسات اعلام نشده غنی سازی و فعالیت های سلاح های سری می گذاشت (همان جا).

همزمان با این اتفاق جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی با لبنان هم آغاز می‌شود. البرادعی از قول کوفی عنان جمله‌ای نقل می‌کند که خیلی جالب است: "جنگ در لبنان را تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی نمی دانند، ولی فعالیت هسته ای ایران در سطح آزمایشگاهی را یک تهدید می بینند." (ص 201).

 

آمریکا دوست نداشت ایران با آژانس همکاری کند

سومین قطعنامه در مارس 2007 علیه ایران تصویب می‌شود. آزانس از ایران می‌خواهد که تمام سوال‌های موجود درباره برنامه ‌هسته‌ای خود را پاسخ دهد. ایران برنامه‌ای کاری و سه ماهه برای حل تمام مسائل و ابهامات آژانس اعلام می‌کند. البرادعی درباره واکنش آمریکا به همکاری ایران می‌نویسد:

آمریکائی ها بلافاصله این برنامه کاری را بهانه ای برای خریدن وقت اعلام کردند. البرادعی می گوید که برنامه مزبور، آمریکائی ها را نگران کرد زیرا افزایش همکاری ایران با آژانس شانس پشتیبانی چین و روسیه از تحریم های بیشتر را کم می کرد (ص 258).

به ادعای البرادعی، شدت ناراحتی آمریکا از توافق ایران با آژانس برای حل همه مسائل باقی مانده به حدی بود که در نظر داشتنند از شورای حکام بخواهند به دلیل این که او از حدود وظایف خود به عنوان مدیر کل خارج شده بود رای عدم اعتماد داده شود. او اضافه می کند "خواسته آمریکائی ها این بود که ایران فقط به عنوان کشوری یاغی و نا سازگار که وظایف بین المللی اش را نقض کرده و بنابراین مستحق تنبیهات بیشتربود وانمود شود، در حالی که گزارش های من مانعی در راه خواسته های امریکا شده بودند" (ص ۲۵۹ – 260).

 

 

تعلیق در برابر باد هوا!

البرادعی در جای دیگری از کتابش به ماجرا ملاقات خود با سارکوزی رییس جمهور وقت فرانسه اشاره می‌کند. سارکوزی در این دیدار از آژانس بخاطر مسامحه با ایران انتقاد می‌کند و البرادعی پاسخ می‌دهد:وقتی ایران برنامه غنی سازی خود را تعلیق کرد، تنها چیزی که در عوض به دست آورد باد هوا بود. این امر عمدتا به دلیل سیاست فرانسوی ها بود. فرانسوی ها از مخالفت امریکا به حدی می ترسیدند که جرات نکردند به ایران قول فن آوری غربی انرژی هسته ای بدهند. آن زمان بود که ایرانی ها احساس کردند طرف مقابل با صداقت با آن ها رفتار نمی کند (ص 277).

در مورد پیشرفت برنامه کار در پایان ۲۰۰۷ و آغاز ۲۰۰۸ البرادعی می نویسد ایران همانطور که توافق شده بود تقریبا به همه سوالات باقیمانده پاسخ داد و آژانس از این نظر پیشرفتی چشمگیر کرد.

 

تصمیمات شورای امنیت بر اساس واقعیات نبود

دو قطعنامه دیگر علیه ایران تصویب می‌شود. اولی در فوریه و دومی در سپتامبر 2008 که البرادعی توصیب قطعنامه اول تنها دو روز پیش از اینکه شورای حکام آژانس گزارش البرادعی درباره ایران را بررسی کند را به این معنی می‌داند که نه تنها قصوری در رعایت روش جاری کار در این موارد بود بلکه این برداشت را القا می کرد که شورای امنیت تصمیمش را به جای این که بر اساس واقعیات قرار دهد، بر پایه اهداف سیاست های از پیش تعیین شده اتخاذ می کند(ص 280). به روایت البرادعی، اسرائیل و غرب اصرار داشتند که آژانس ادعا ها را به عنوان واقعیات بپذیرد.

 

شاگرد گردن کلفت حیاط مدرسه

در سال 2009 ماجرای درخواست ایران برای در اختیار گرفتن سوخت 20 درصد برای راکتور تهران به آژانس ارسال می‌شود و در همین زمان قضیه تاسیسات فردو پیش می‌آید. البرادعی از ماجراهای پیش آمده حول فردو چنین نتیجه گیزی می‌کند:

کشور های غربی در گیر در این ماجرا همواره سعی داشتند این احساس را القا کنند که این آن ها بودند که تصمیم می گرفتند – اصرار می کردند، فشار می آوردند، تعیین ضرب العجل می کردند، به کسی مهلت اظهار نظر نمی‌دادند، تنبیهات وضع می کردند – کارهائی که طبعا وجهه یک شاگرد گردن کلفت حیاط مدرسه را به آنها می داد و نیل به اهداف مورد نظرشان را مشکل می کرد" (ص 301).

نوع رفتار طرفهای خارجی باعث می‌شود که ایران قید تهیه سوخت 20 درصد در خارج را بزند و در همین دوران، ریاست البرادعی بر آژانس پایان می‌یابد.

 

نمونه‌هایی از رفتار دوگانه غرب

البرادعی در جای جای کتاب تعبیرات دیگری هم درباره آمریکایی‌ها دارد. مثلا: هر زمان که شرایط برای حل مسئله به نظر می رسید دردسترس باشد، امریکائی ها راهی برای سد کردن پیشرفت می یافتند (ص241).

البرادعی برای اینکه نشان دهد مشکل پرونده ایران رفتار دوگانه غرب است یک فصل از کتاب خود را به مثال‌هایی در اینباره اختصاص می‌دهد. مثلا اینکه در اوائل سال ۲۰۰۴ دولت برزیل که مشغول ساختن تاسیسات غنی سازی عمده ای در شهر رسنده بود از دسترسی کامل بازرسان آژانس به این تاسیسات ممانعت کرد. در اوت همان سال دولت کره جنوبی از غنی سازی پنهانی و غیر مجاز اورانیوم با غلظت ۷۷ در صد خبرداد. در هر دواین موارد و همچنین مورد عدم پایداری رومانی (۱۹۹۲)، شورای حکام در صورت جلسه خود تنها تایید کرد که از این موارد مطلع شده(!) بدون آن که اقدامی تنبیهی در مورد آن ها اعمال کند.

آنچه در بالا آورده شد تنها بخشهایی از کتاب خاطرات البرادعی بود که با خواندن آن می‌توان با تمام وجود درک کرد نوع مواجهه آمریکا و سایر کشورهای غربی با ایران از چه موضعی بوده است و این کشورها در قبال همکاری‌های صادقانه ایران چه واکنش‌هایی نشان داده‌اند. مرور این بدیهیات شاید این روزها بد نباشد، مخصوصا برای کسانی که مست خنده‌های دیپیماتیک مقامات آمریکایی شده‌اند.

/ 0 نظر / 17 بازدید