پائیز سال 1357 به هنگام اقامت حضرت امام(ره) در پاریس، کریم سنجابی رهبر جبهه ملی به اتفاق چند تن دیگر از اعضای این جبهه- که بعد از تسخیر لانه جاسوسی معلوم شد از جانب آمریکا ماموریت داشتند- به دیدار امام(ره) رفتند. در پی این دیدار یکی از خبرنگاران اروپایی ازامام (ره) پرسید؛ آیا در ملاقات حضرت آیت الله با آقای سنجابی توافقاتی صورت گرفته است؟ گفته می شود حضرتعالی پس از این ملاقات در نظرات خود تغییراتی داده اید تا با جبهه ملی و سایر احزاب مخالف شاه به وحدت برسید. حضرت امام(ره) در پاسخ می فرمایند؛ آنچه ما می گوئیم از اسلام است و متعلق به خودمان نیست که در آن تخفیف یا تغییر بدهیم. مذاکرات به آن معنایی که گفته می شود توافق حاصل شده است، نبوده. من مسائلی را که همیشه خواست ملت است طرح می کنم، هر کس آن را پذیرفت به خواست ملت عمل کرده است... آقای سنجابی آمد، ما مسائل خودمان را به ایشان- نه به عنوان جبهه- گفتیم و ایشان هم پذیرفتند... شخص ملی یا مذهبی در این مسائلی که ما طرح کردیم تردید نخواهد کرد، مگر آن که از عمال شاه باشد.
گفتنی است حضرت امام(ره) درخواست ملاقات کریم سنجابی را مشروط به اعلام برائت علنی وی از رژیم شاهنشاهی دانسته بود و سنجابی روز 14آبان57 ابتدا با صدور بیانیه ای اعلام کرد رژیم سلطنتی به علت نقض مداوم قوانین اسلام، اعمال ظلم و ستم، ترویج فساد و تسلیم در برابر قدرت های بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است و پس از آن حضرت امام(ره) به ایشان اجازه ملاقات دادند. امام راحل (ره)، همان روزها در پاسخ به درخواست مشابه برخی از کلان سرمایه داران نیز تاکید فرموده بودند که ابتدا باید اموال نامشروع و غارت کرده را پس بدهند... «وقتی در پاریس بودم عده ای از سرمایه دارها که حس کرده بودند دیگر رژیم سابق رفتنی است و لذا برای این که در حکومت بعدی هم آنها به همان گونه باشند و زندگی کنند، پیش من آمدند که می خواهیم وجوه شرعی خود را پرداخت کنیم. من مقصود آنها را فهمیدم و گفتم شما بروید اساس کارتان را درست کنید»... پاسخ حضرت امام(ره) به درخواست همراهی کسانی که دستهای آلوده به خیانت و جنایت داشته اند نیز ناگفته قابل درک است، محاکمه و مجازات...
این روزها در پی ناکامی فتنه مشترک آمریکا، اسرائیل و دنباله های داخلی آنها و در حالی که طشت رسوایی منافقان جدید با سر و صدای زیاد از بام فرو افتاده و محاکمه و مجازات سران فتنه ابتدایی ترین خواست قانونی مردم است، به ناگاه از اردوگاه درهم ریخته و فرو پاشیده فتنه انگیزان صدایی به فراخوان وحدت بلند شده است و برخی از افراد خوش نیت اما ساده لوح نیز با این فراخوان نه فقط هم نوایی می کنند بلکه می کوشند آن را با فراخوان وحدت الهی و قانونمندی که مثل همیشه رهبرمعظم انقلاب منادی آن بوده و هست و از حمایت توده های میلیونی مردم نیز برخوردار است، همسان معرفی کنند! و دراین باره اشاره به چند نکته ضروری به نظر می رسد.
1-وحدت اگرچه در نگاه اول، اقدامی پسندیده و گاه مقدس نیز هست اما بدون ملاک و معیار نه شدنی است و نه پذیرفتنی. وحدت با چه کسانی؟ حول چه محوری؟ و برای رسیدن به چه مقصود و هدفی؟
کسانی که امروزه ساز وحدت کوک کرده اند به گواهی اسناد و شواهد غیرقابل انکار با همکاری دشمنان بیرونی و مخصوصاً در ارتباط نزدیک با اسرائیل به مقابله اسلام، امام(ره)، مردم و نظام اسلامی آمده اند، خون بی گناهان را بر زمین ریخته اند، آشوب و بلوا به راه انداخته اند، برای مخدوش کردن انتخابات حماسی با شرکت 40 میلیونی و حضور 85درصدی مردم که تیر خلاص بر توهم پراکنی دشمنان بیرونی بود، شایعه تقلب در انتخابات را ساخته و منتشر کرده اند، به منظور کمک به آمریکا و اسرائیل در چالش هسته ای، تضعیف جمهوری اسلامی ایران را دنبال کرده اند، برای همراهی با صهیونیست ها - که اسناد آن موجود است- شایعه تجاوز به زندانیان، ربودن مخالفان و به قتل رساندن آنان! را در شیپور فریب رسانه های بیگانه دمیدند و... آیا هیچیک از این جنایات و اقدامات وطن فروشانه قابل انکار است؟ معلوم است که نیست، بنابراین سخن از وحدت با چه کسانی در میان است؟!
2- ممکن است گفته شود- و برخی از ساده لوحان نیز گفته اند- که گناه سران فتنه، اگرچه قابل انکار نیست ولی می توان توبه آنان را پذیرفته و با آنها به وحدت و آرامش رسید! که در پاسخ باید گفت؛
اولا؛ نه فقط در قوانین اسلامی بلکه در هیچیک از نظام های حقوقی جهان، توبه مجرم مانع از مجازات او نیست. به عنوان مثال قاتل یک فرد بی گناه، اگر هم توبه کند، مستحق قصاص و مجازات است و در غیر اینصورت به جامعه و از جمله اولیای دم مقتول، خیانت شده است، البته توبه همواره مورد سفارش و توصیه اکید بوده و هست و می تواند فردای قیامت و در محاسبه روز حساب به کار آید. بنابراین کسانی که سخن از وحدت با فتنه انگیزان به میان می آورند، اگرچه ظاهراً ژست اخلاقی و خیرخواهانه به خود می گیرند ولی چه بدانند و چه ندانند به مردم و نظام خیانت می کنند و در فاجعه قتل و غارت و جنایت اخیر، جانب مجرمان را گرفته اند. ثانیاً ؛ سران فتنه بعد از اینهمه خیانت هنوز نشانه ای از «توبه» بروز نداده اند. به عنوان مثال، در راهپیمایی روزقدس، از یکسو شعار رسماً اعلام شده اسرائیل یعنی «نه لبنان نه غزه، جانم فدای ایران» را به هواداران خود توصیه کردند و از سوی دیگر سه تن از سران فتنه، برای اثبات همراهی خود با جماعت اندک شعار دهنده در جمع آنها حاضر شده و ضمن هماهنگی قبلی با رسانه های بیگانه از حضور خویش در جمع حامیان اسرائیل، فیلم و گزارش تهیه کرده و به رسانه های بیگانه ارسال کردند. ثالثاً ؛ زمزمه وحدت آنها در حالی است که تمامی تیرهای موجود در ترکش خیانت خود را به سوی مردم و نظام اسلامی پرتاب کرده اند و اکنون که برخلاف انتظار آنان، تیرهای خیانت به سوی خیانتکاران و حامیان بیرونی آنها کمانه کرده است، دم از وحدت می زنند! دقیقاً مانند نظامیان عراقی که بعد از تمام شدن خشاب هایشان فریاد «دخیل یا خمینی» سر می دادند. البته و با کمال تاسف باید اذعان کرد خیانت سران فتنه بارها سنگین تر از نظامیان عراقی است که با زور به جبهه فرستاده می شدند و سرپیچی آنان با شلیک فرمانده به نظامی متمرد پاسخ داده می شد.
3- و اما، وحدت حول چه محوری؟ روال «ائتلاف» و «وحدت» میان گروهها و احزاب سیاسی آن است که هر یک بر مبانی و اصول خود پایدار می مانند و در سلیقه ها و تاکتیک ها به چانه زنی می پردازند تا به نقطه یا نقاط مشترک برسند و در همه حال محور یا محورهایی برای وحدت در نظر گرفته می شود. اکنون باید گفت؛
الف: مقابله فتنه انگیزان با یک گروه وحزب سیاسی یا دولت نبوده است، بلکه آنان با توهم پراکنی از پیش طراحی شده درباره تقلب در انتخابات، دست زدن به آشوب و بلوا، مشارکت در قتل مردم بی گناه، همکاری آشکار با سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و انگلیس، ائتلاف با گروههای سلطنت طلب، بهایی ها، تروریست های منافق و مارکسیست، حمایت از اسرائیل در قتل عام مردم غزه و لبنان، تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران با هدف زمینه سازی برای براندازی آن از سوی دشمنان بیرونی و... به مقابله با مردم، اسلام و نظام اسلامی برخاسته بودند، بنابراین کسانی که این روزها سخن از وحدت به میان کشیده اند چه محور یا محورهایی را برای وحدت مورد نظر خویش پیشنهاد می کنند؟! چرا که روال وحدت، تاکید بر مبانی و تخفیف در سلیقه ها و تاکتیک هاست. آیا جمهوری اسلامی باید از مردم سالاری، مبانی اسلامی، استقلال، خط امام(ره) و... کوتاه بیآید؟! این مبانی که به قول حضرت امام(ره) و به گواهی عقل و شرع و برپایه حفظ منافع ملی، قابل تخفیف نیستند و کمترین تخفیف در هر یک از آنها به مفهوم دست کشیدن از نظام اسلامی، انقلاب، خون شهدا، منافع ملی، خواست مردم و تقدیم دو دستی ایران اسلامی به دشمنان است. آیا چنین نیست؟ و اگر چنین است که هست، پس فراخوان وحدت برای چیست؟!
ب: ممکن است ادعا شود که «قانون» می تواند ملاک و محور وحدت باشد. این گزینه قابل قبول است ولی مگر نه این که سران فتنه طی چند ماه اخیر بارها نشان داده اند کمترین التزامی به قانون ندارند؟ بنابراین قانونی که مورد تاخت و تاز آنها بوده است چگونه می تواند ملاک وحدت باشد؟!
و اما، بر فرض که «قانون» به عنوان فصل الخطاب پذیرفته شود- که باید پذیرفته شود- در این حالت مطابق همان قانون سران فتنه به خاطر جرایم سنگینی که مرتکب شده اند مستحق مجازات های سنگین هستند، که این البته با خواست ملت و اجرای عدالت همخوانی کامل دارد.
شواهد و اسناد موجود کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که سران و عوامل اصلی فتنه اخیر با زمزمه شعار «وحدت» درپی گریز از مکافات و فرصت یابی برای فتنه انگیزی های بعدی هستند.
4- همین جا باید گفت وحدتی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید می ورزند، یکپارچگی و همدلی توده های مردم و مسئولان نظام برای مقابله با فتنه انگیزان و مبارزه با زشتی ها و پلشتی هاست و بدیهی است که در حلقه این وحدت، افراد فریب خورده و یا کسانی نظیر اکثریت قریب به اتفاق 14 میلیون نفری که با نیت پاک-و سلیقه متفاوت- به موسوی رأی داده بودند نیز جای دارند.و از قضا باید پذیرفت که آنان از فتنه اخیر آسیب فراوانی دیده اند، چرا که سران فتنه، اعتماد آنها را به بازی گرفته و پیش پای دشمنان بیرونی و قدرت طلبی خود قربانی کرده اند. رخدادهای اخیر به وضوح نشان داد که این طیف در مقیاس گسترده ای از فتنه انگیزان فاصله گرفته اند و آنان که ممکن است هنوز هم در توهم باشند، به خواب رفتگانی هستند که باید با محبت و دلسوزی بیدارشان کرد نه مانند سران فتنه که خود را به خواب زده اند! این فرمول شاید مصداق همان سخن حکیمانه رهبرمعظم انقلاب باشد که بر «جذب حداکثری و دفع حداقلی» تاکید فرموده اند.
5- و بالاخره، بدیهی است که در فتنه اخیر، برخی از اعضای گروهها و احزاب سیاسی-حتی اعضای مرکزیت این گروهها- که به خطای خود پی برده و در پی جبران برآمده اند و یا کسانی که بی خبر از ریشه فتنه در آن حضور داشته اند، حساب جداگانه ای از سران و عوامل اصلی فتنه دارند.
حسین شریعتمداری

کیهان(۶/٧/٨٨)