مکتب انتظار

 

مولای من!آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می نامیدند.دوست داشتم ازهمان اول اذان عشق تورا درگوشم زمزمه کرده بودند.کاش کامم رابا نام تو برمی داشتند وحرزتورا همراهم می کردند!ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با توبود.کاش درکلاس اول دبستان،آموزگارم الفبای عشق تورا برایم هجی می کردونام زیبای توراسرمشق دفترچه ی تکلیفم قرارمی داد.دردوره ی راهنمایی هیچکس مرا به خیمه ی سبزتوراهنمایی نکرد.درسالهای دبیرستان،کسی مرا با توکه مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد.درکلاس تاریخ،کسی مرابا تاریخ غیبت،غربت وتنهایی تو آشنا نساخت.دردرس دینی به ما نگفتند که"باب الله"و"دیان دین"حق تویی.چراموضوع انشای ما به جای"علم بهتراست یا ثروت"ازتو وازظهورتو وروش های جلب رضایت تونبود؟مگرنه بی تو نه علم بهتراست ونه ثروت؟ درزنگ شیمی وقتی سخن ازچرخش الکترونها به دورهسته ی اتم به میان میآمد،اشارتی کافی بود تامن بفهمم تمام عالم هستی به گردوجود شریف تو می چرخند.ای کاش درکنار انواع واقسام فرمول های پیچیده ی ریاضی وفیزیک،فرمول ساده ی ارتباط با تورا نیزبه من یاد می دادند.وقتی برای کنکوردرس می خواندم،کسی مرابرای ثبت نام دردانشگاه معرفت ومحبت تو تشویق نکرد.ازفضای نیمه بسته ی مدرسه،واردفضای باز دانشگاه شدم؛دردانشگاه وضع ازاین هم اسف بارتربود،بازار غرورونخوت پرمشتری بود.علم آن چیزی بود که ازآن کتاب مرجع اروپایی یا فلان مجله ی آمریکایی ترجمه می شد.ازعلوم اهل بیت(ع)،دانش یقین بخش آسمانی،کمترسخن به میان می آمد. مولای من!دردانشگاه هم ازتوسخن نگفتند.هیچ استادی برایم اوصاف تورابیان نکرد.کارکرد دروس تاریخ اسلام معارف اسلامی جبران کسری معدل دانشجویی بود.پس ازفراغت ازتحصیل نیز اداره ی زندگی ودغدغه ی معاش مجالی برای فکرکردن راجع به توبرایم باقی نگذاشت.اینک اما درعمق ضمیرخود تورا یافته ام.چندی است با دیده ی دل تورایافته ام،گویی دوباره متولدشده ام.تعارف بردارنیست؛زندگی بدون تو که امام عصر(عج)وپدرزمانه ای،"مردگی"است واگرکسی همچون من پس ازعمری غفلت به تورسید،حق دارد احساس تولد دوباره کند.حق دارد به شکرانه ی این نعمت پیشانی ادب برخاک بساید وباخود زمزمه کند:

الحمدلله الذی هدانا لهذا وماکنّا لنهتدی لولا اِن هداناالله

                برگرفته ازکتاب آشتی با امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)


دانشگاه, اهل بیت, علم بهتر است یاثروت