گفت: دیروز در جلسه دادگاه متهمان آشوب ها چه خبر بود؟ مثل این که چیزی کف زمین افتاده و گم شده بود؟ مثلاً دسته کلیدی؟ مدادی؟ خودکاری؟...
گفتم: نه بابا! چطور مگه؟!
گفت: آخه دوربین تلویزیون برخلاف دادگاههای قبلی، به جای جلسه دادگاه، یکسره از کف سالن دادگاه فیلم می گرفت و تصویر متهمان رو هم از کمر به پائین نشون می داد!
گفتم: تلویزیون تقصیری نداره، دستور دادستانی است و تازه اسامی متهمان هم به صورت اختصاری مطرح می شود.
گفت: ولی 4 جلسه قبلی اینطوری نبود! اگر قانون ملاک است که این قانون قبلاً هم بوده و اگر سلیقه ملاک است که چرا این سلیقه ها علیه نظام و مردم و به نفع آشوبگران چرخیده؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! معلوم نیست قرار است چه چیزی ناگفته بماند؟!... یارو دل و جگر کباب می کرد ولی فریاد می زد آی نخود لوبیا... رهگذری پرسید؛ یعنی تو فرق دل و جگر و نخود لوبیا را نمی دانی؟ و یارو گفت؛ هیس!! دارم رد گم می کنم که گربه متوجه نشه!

کیهان(٢۴/۶/٨٨)

باعرض پوذش ازدوستان خوب به خاطر ٢۴ ساعت تاخیردرارسال این خبرگریهدل شکستهنیشخند